تبليغاتX
پدیده :: پدیده خنده های تو ست!

بسم رب الاستقلال

سراسيمه سلام.

 

 

پديده صحبت ميكنه

 صداي من و از استدبو آبي (live) تهران مي شنويد.

 

ساعت 5 بعد از ظهر حالا يه كم بيشتر يا كمتر چه فرق ميكنه چه ساعتي اون دختر گوشواره و النگو انگشترش  و گذاشت رو ميز اهداي نذورات يا چه فرق ميكنه چه ساعتي يه دختر ديگه تكيه داده به ضريح نيمه ساخته شده ي حرم علمدار ادب داره درد و دل ميكنه .ميدوني اونجا نيستي مثله من ولي باز دست و پات ميلرزه اگه نلرزيد يه جا كار مي لنگه.نميدوني اول چي بايد بگي از كجا بايد شروع كني .صالا روت ميشه شروع كني .

فرهنگسراي بهمن –محل ساخت ضريح حرم علمدار ادب .

 

 

 

اي خدا آسمون آبي رو ميبينيم در حالي كه ميدونيم نيست.ولي شمايي كه ميدوينم هستي و آبي هم هستي و نميبينيم.                 

                                                                                  هر چي بگي حله.

 

 چه جوری دلتون میاد؟

آخه مزدوران لنگ عزیز چه جوری دلتون اومد داور بازی با پاس و فحش بدید؟یه کم از ما فرهنگ یاد بگیرید ۷۵۰۰۰ نفر تو استادیوم بود دو تا پنالتیمون گرفته نشد اخ نگفتیم.پنالتی که درست بود دورازبانتونم که باید اخراج میشد گلم که سالم بود .نه خدایی چه جوری دلتون اومد؟!

 

حالا نوبت تیم ملیه.

نیمکت تیم ملی حق السکوت علی دایی بود.

 

کلی شاکی زنگمیزنه نود عالم و آدم و به فحش میکشه میگه همش پارتی بازیه .

سیاسیت یعنی آقای دایی شما مربی تیم ملی .هم دیگه حرف نمیزنی هم همه فهمیدن که...

 

به هر حال

 

كركر خنده

 

پدپده درس خون ميشود

سخته ولي سخته ديگه.

تصميم گرفتيم معدلمون تو اين ترم بشه 17 .ايشالله ترم بعد 24 واحد بتركونيم .

 

 

 

 

 

 

حالي به حالي بودم.

شرمنده عزيزان جان.

 

 

آخرشم يه شعر خوشگل براتون ميذارم كه بريد حال كنيد از دوست عزيزم هادي  خرسندی

 

اي عجب با ملت ما هرکسي پاسور زد ------ دست آخر سور زد
بر خلاف حکم بازي، سور خود با زور زد ------ دست آخر سور زد

آنکه مي‌گفتند اصلاً ناشي است و تازه‌کار------- نيز بيزاز از قمار
دستگرمي، سور اول را ز راه دور زد -------- دست آخر سور زد

بي‌بي دل‌هاي مردم، صيغه شد بهر طرف ------ آمد آقا از نجف
روز اول، دم ز آزادي و صلح و نور زد------ دست آخر سور زد

خلق احساساتي ما، دلزده از ماسبق ---------- پشت هم دادش ورق
او پي حفظ تنوع، سور خود با زور زد ------ دست آخر سور زد


بعد ِ آقا، نوچه‌هايش وارد بازي شدند --------- يک به يک راضي شدند
هريکي سوري مطابق با همان دستور زد ---- دست آخر سور زد

هفت خاج آورد آن شيخي که بار پسته داشت ------ ثروتي شايسته داشت
ثروتش افزون شد و سوري که زد کيفور زد ------ دست آخر سور زد

شيخي آمد با عباي نازک و تور سفيد ------------ حيله و مکرش جديد
خنده بر لب سور خود را با ادا و عور زد ------ دست آخر سور زد

شيخ توي حوزه و رمال در کنج دکان ------ مطمئن شد سورشان
حجت الاسلام قاري در کنار گور زد ------- دست آخر سور زد


هم گداي روضه‌خوان، هم "سيد صيغه‌بيار" ------ سورشان شد برقرار
هم مقام رهبري زد، هم رئيس جمهور زد ---------- دست آخر سور زد

توده‌اي هم اين ميان با داس خود آمد جلو ------ گفت شد وقت درو
سور خود با عذر المأمورم و معذور زد------ دست آخر سور زد

الغرض، هرکس که آمد، چون امام اولي ------ سور زد بي‌معطلي
پس دلش از بهر سور آخري هم شور زد ------ دست آخر سور زد
هاديا ديدي که هر ليلاج پست خالبار ------ کرد دستش را دراز
آس ما کش رفت و "ده‌لو خوشگله" را تور زد ------ دست آخر سور زد

 

باطنتون برف و دلتون تا ابد آبي.

يا علي.

 

 

اندازه تاريخ و تمدن ايران و ايراني *بدشانسي هاي تاج سر آسيا *پاكي دل شما آبي دلا دوستون دارم.

 

پدپده.

|+|
نوشته شده توسط تورس در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 23:29