تبليغاتX
پدیده
پدیده خنده های تو ست!
سراسیمه سلام!

 

 

تو این بی رونقی یکی از پشت صدا کرد !

 

هی فلانی دو سه خطی بنویس!

 

بنویسیم از زندگی؟!

 

زندگی شاید خیابان درازی  است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد!

 

نه بیشتر از اینها میشه ساکت موند!

 

میشه با پنجه های خشک پرده ی پنجره رو کنار بزنی و ببینی داره بارون میاد!

 

میشه فریاد بزنی با صدایی سخت کاذب سخت ....!

 

میشه به یه جواب بیهوده دلخوش بود ۵ یا ۶ حرف!

 

میشه با هر کامنتی که برات میاد بگی وای من چقدر خوشبختم!

 

حالا از خوشبختی من که بگذریم ...

 

گیر بدیم به امپراتور گستاخ مزدورهای لنگ؟!

 

یا عدد بدیم!

صد بدیم ؟!  نود بدیم؟!

 

چیز هایی هست که نمیدانم!

خوب میدونم که دب اکبر و اصغز و ستاره ی شمال هر شب دست نخورده سر جاشون میمونن!

 

و عمرا کسی دلش برا ستاره ی هالی که از پیش ما رفت تا شاید هفت و پنج سال دیگه برگرده،دلش تنگ نميشه!

 

 

بيگ بنگ!

 

 

 

دوستون دارم خيلي هزار تمون!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:27  توسط تورس  |